شهرستان اسلامشهر
از شمال به تهران ، از شرق و جنوب به شهرستان ری، از غرب به رباط کریم و در شمال به شهرستان شهریار محدود می گردد و همچنین از طریق محور تهران – ساوه با استانهای غربی و جنوب غربی کشور و از محور جنوبی با راه آهن به استانهای اصفهان – یزد و کرمان از یک سو و لرستان و خوزستان از سوی دیگر از طریق استان مرکزی با سایر استان ها مرتبط می گردد.مساحت آن بالغ بر ۲۰۸ کیلومتر مربع است و مطابق آخرین تقسیمات کشوری در سال ۱۳۷۶ ، از بخش تابع شهرستان ری منفعک و به شهرستان مستقلی تبدیل شده و یکی از شهرستان های استان تهران نامیده می شود .این شهرستان در جـنوب شهر تهران واقع شده است . ودارای بیش از ۸۰۰ هزار نــفر جمعیت دارد. جمعیت این شـهرسـتان طبق سـرشـماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۴۴۷، ۱۹۲ نـفر بودهاست که از این تــعداد ۲۳۱، ۳۴ نفر آنان مرد و ۲۱۶، ۱۵۸ نفر آنان زن بودهاند.

پیشینه
اسلام شهر در ابتدا روستایی به نام قاسم آباد شاهى بوده است.یکی از روستاهای اسلامشهر فیروز بهرام است. فیروز بهرام از آبادیهای کهن است که بنای آن را به فیروز ساسانی نسبت داده، آن را به نامهای فیروز رام و فیروزبهرام نامیدهاند .
وجه تسمیه و پیشینه تاریخی
پیش از سال ۱۳۵۲ با نام قاسم آباد شاهی دهی از دهعستان غار ، بخش ری ، شهرستان تهران بوده است و شغل اهالی آن زراعت و باغداری بوده که آب آن از قنات و در بهاراز سیلاب کرج تامین می شده است . در دوره قاجاریه منزلگاه اردوی همایونی بوده و به نام قاسم آباد خالصه خوانده می شده است .این منطقه به دلیل مرغوبیت و حاصلخیزی زمینهای مستعد کشت و زرع و وجود رودخانه کرج و رشته قناتهالی جاری در آن و همچنین نزدیکی به تهران از دیر باز مورد توجه بوده است . به دلیل بقاع متبرکه ای که قدمت آنها به دوره صفویه می رسد هسته اولیه بافت روستایی آن به این دوره مربوط می شود.دشت و جلگه اسلام شهر در زمینه های کشاورزی و باغداری و دامداری و توسعه بازرگانی و صنعت دارای استعداد رشد و مجموع این مزایا و موقعیت ارتباطی آن در کنار پایتخت ، همگی از توانمندیهای آن بوده و نویدبخش روند سریع پیشرفتهای آتی آن محسوب می گردد. مهم ترین رودخانه ای که از کرانه غربی شهر عبور می کند، رودخانه کرج نام داردکه پر آب ترین رودخانه های دامنه جنوبی البرز است که در ۴۰ کیلومتری مغرب تهران از خرسنگ کوه سرچشمه می گیرد و در مسیر خود در دشت اسلام شهر به نام های سیاه آب یا سیاب و سالور نیز خوانده می شود. این رودخانه نیز همانند رودخانه های دیگر نقش غیر قابل انکاری در پیدایش و رشد تمدنهای بشری در منطقه داشته است. بدون تردید رود و رودخانه ، مادر تمدنهای بشری شناخته می شود و کلیه اجتماعات انسانی تکوین و موجودیت مادی و معنوی خود و رشــــــد آن را در کنار چنین پدیده ای امکانپذیر می دانسته و قائل به نوعی تقدس و تبرک برای آن بوده است ، تا جاییکه در اساطیر ایرانی و سایر ملل متمدن باستانی تا مرجله اولوهیت هم رسیده است به طوری که یکی از فصل های اوستا به نام آبان یشت در ستایش آب سروده شده است و فرشته آناهیتا در اساطیر ایرانی متوکل آب و باروری می باشد. بنابراین ارتباط محوطه های باستانی متعدد در منطقه با رودخانه جاری در آن به راحتی درک می گردد. وجود بقایای پایه های پل بر روی رودخانه سالور و تپه های واقع در مجاورت و یا نزدیکی آن که آثار مدفون در آنها دلالت بر وجود دوره های مختلف تاریخی دارد حاکی از اهمیت این منطقه حاصلخیز از حیث موقعیت ارتباطی آن در گذشته های دور تاریخی می باشد که تا به امروز محفوظ مانده و ادامه دارد .
تپه های باستانی پراکنده در سطح منطقه با محوطه های تاریخی مجاور آن در دشت بزرگ ری قابل مقایسه می باشد. زیرا که از لحاظ تاریخی و جغرافیای سیاسی و طبیعی قسمتی از سرزمین ری باستان محسوب می شود . سرزمینی که حوزه قلمرو و نفوذ سیاسی آن تا قزوین و یا دماوند هم گسترش داشته و روزگاری منطقه دماوند از روستاهای آن محسوب می شده است و از لحاظ فرهنگی دامنه حضورش سراسر فلات ایران را در بر می گرفته است .
محوطه های ارزشمند باستانی در چشمه علی و مرتضی گرد و مافین آباد با دارا بودن هفت هزار سال پیشینه فرهنگی و تاریخی از شهرت زیادی در مجامع علمی برخوردار بوده و از شاخص های تمدن پیش از تاریخ در جهان شناخته می شوند. محوطه باستانی مافین آباد اسلام شهر که متاسفانه طی سالهای اخیر از حفریات غیر قانونی ، لطمات فراوانی بر آن وارد آمده است دارای کهن ترین دوره های تــــــاریخی می باشد که قدمت آن به هزاره پنجم پیش از میلاد می رسد و با سایر محوطه های پیش از تاریخ غرب ، سلیک کاشان در جنوب و حصار دامغان و همچنین با محوطه هایذ پیش از تاریخ در جنوب ایران ، با همه بعد مسافت دارای قرب فرهنگی و مختصات مشترک بوده که ناشی از ارتباط فشرده فرهنگی و تاثیرات متقابل بر یکدیگر می باشد.. سایر محوطه های باستانی که مربوط به دوره های تاریخی و اسلامی هستند بعضا دارای شواهد و عناصری از معــــماری مشابه پادگان و یا دژ های نظامی و پایگاههای راهداری می باشد و به دلیل موقعیت ارتباطی خاصی که داشته است ، کنترل تحرکات اقتصادی ، استقرار آنها را ایجاب می کرده است . همانطوری که تا به امروز از این موقعیت ممتاز ارتباطی بهره مند می باشد و به عنوان بخشی از سرزمین ماد بزرگ نقش موثری در تحولات سیاسی و اقتصادی و مبادلات کالا در روزگاران گذشته به عهده داشته است. به جز محوطه های بررسی شده ، محوطه هایی بوده اند که به طور کلی در طی دو دهه گذشته تخریب و معدوم شده اند . از جمله تپه مهران آباد در نزدیکی روستای مهران آباد که در دهه۴۰ توسط استاد محترم آقای دکتر نگـهبان و با همراهی آقای کایلر یانگ باستانشناس کانادایی چند گمانه آزمایشی در این تپه حفر شده است که متاسفانه به دلیل عدم دسترسی به گزارش کاوش های ایشان ، جزئیات دوره های تـــاریخی آن نامعلوم است ولی احتمالا از تپه های پیش از تاریخی موجود در سطح منطقه بوده که متاسفانه اثری از آن برجا نمانده است .
همچنین تپه تاریخی واقع در روستای فیروز بهرام که در اوایل انقلاب ، توسط مالکین آن به کلی تخریب شده و تعداد معدودی تکه های سفال در سطح آن دیده شده است
در محدوده بیرون روستای نظام آباد و شمال روستای ده عباس ، در کنار جاده منشعب از جاده اصلی ، که در سطح زمینهای تسطیح شده آن شواهدی از وجود سفال مشاهده شده است ، که پیش از این از تپه های موجود در منطقه به شمار می رفته اند.
از دیگر موارد مشابه تخریب بقایای مربوط به آثار تپه کوزه گری می باشد که مشمول اقدامات تخریبی توسط عامل سودجوی ضد فرهنگی شده است ، همانگونه که بسیاری از تپه های باستانی و بناهای مذهبی منطقه از تعرض و خطر تخـــــریب مصون نمانده و دایما در معــرض آسیب های جدی و جبران ناپذیر قرار دارد.
تقسیمات کشوری
تقسیمات کشوری این شهرستان، بنابرآنچه در نتایج آمارگیری سرشماری سال ۱۳۸۵ کل کشور آمدهاست، بر حسب بخش، شهر، دهستان و روستا به شرح زیر است:
دهستانها
روستاها
آب و هوا
شهرستان اسلامشهر در نواحي مياني شمال غرب فلات مركزي و در موقـــعيت جـــغرافيايي °۳۰ ، °۲۲ ، °۵۱ و °۰ ، °۱۰، °۵۱ ، طول شرقي و در °۳۰ ، °۴۲ ، °۳۴ ، °۳۰ ، °۲۷ ، °۳۵ ، عرض شمالي و روبروي آبرفتهاي سيلابي و مخروط افكنه سيلابهاي جاري شده از دامنه هاي جنوبي البرز مركزي واقع شده است . ارتفاع آن از سطح دريا ۱۱۶۵ متر مي باشد و مقدار بارندگي ساليانه آن حدود ۲۳۱ و متوسط درجه حرارت ساليانه آن به ۱/۱۷ درجه سانتيگراد مي رسد . اسلامشهر از لحاظ اقليمي داراي آب و هواي بياباني با دوران بارندگي نامشخص مي باشد . در فصول سرد سال متاثر از سيستمهاي سرد شمالي و شمال غربي و جنوب غربي است كه طي نفوذ به فلات ايران و تهران و بعداً شهرستان اسلامشهر را نيز تحت تاثير خود قرار مي دهد . اصولاً در زمستان در سطح شهرستان سرد و خشك است ، همچنين همجوار بودن با كوير نيز موجب مي شود تا در تابستان با دماي گرم و خشك شرقي و جنوب شرقي بر آن تاثير بگذارد . با اين حال قسمتهاي شمال و شمال غربي آن داراي بهار و تابستاني دل انگيز و سرسبز مي باشد.
شهر و شهرنشینی
در سال ۱۳۰۰ ه.ق تعداد ۱۰۰خانوار روستايي در داخل قلعه زنـدگي مي كردند كه به مرور زمان بر اثر ازدياد جمعيت در اطراف قلعه شروع به ساختن اماكن مسكوني نمودند . در سال ۱۳۴۰ با به اجرا گذاشتن ري اصلاحات ارشي سيل مهاجرت بي رويه روستائيان به نقاط شهري بويژه تهران آغاز گرديد و در پي آن اسلامشهر به واسطه مجاورت با تهران و ارزان بودن زمينهاي آن و ... مورد توجه مهاجرين قرار گرفت و به تدريج به جمعيت آن افزوده شد . مقدمات تشكيل شهر به عنوان يك نقطه ي جغرافيايي معين ، از همين زمان شكل ميگيرد و شهرك سازي ها و ساختمان سازيها در حد فاصل خط آهن تهران - قم واطراف جاده تهران- ساوه بويژه روستاي قاسم آباد شاهي شروع و جمعيت آن رشد چشمگيري پيدا نمود.در سال ۱۳۵۴ به علت افزايش و توسعه نقاط مسكوني با موافقت مقامات مسئول در آن شهرداري داير گرديد و از سال ۱۳۵۵ اماكن مسكوني و تجاري فراواني در نقاط مختلف فعلي آن ساخته شد . در سال ۱۳۶۵ توسعه ي شهري با ادغام روستاهاي اطراف مانند صالح آباد و واوان و غيره گسترش يافته و فضاي شهري فعلي را به خود مي گيرد. منطقه اسلامشهر تا سال ۱۳۶۲ يكي ازنقاط پرجمعيت استان تهران بوده ، اما در سال ۱۳۶۷بر اساس مصوبات تقسيمات كشوري به بخشداري مبدل و تحت پوشش شهرستان ري در آمد و نهايتاً بنا به تصويب هيئت محترم وزيران از بخش به شهرستان اسلامشهر ارتقاء يافت . پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي در سال ۱۳۵۸ ، اسامي معابر و خيابانها و شهرك هاي تازه تاسيس به نام ائمه اطهار (ع) و شخصيت هاي مذهبي ، سياسي كشور نام گذاري شده و شاد شهر به اسلامشهر تغيير نام يافت.
مردم
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به پیشرفت و تحولات در جمعیت شهری و رشد شهر نشینی که اسلامشهر هم از این تغییرات دورنمانده تا جایی که بعنوان یکی از شهرستان های بزرگ استان تهران قرار گرفته است .
زبان اصلی مردم اسلامشهر فارسی است. اما در بعضی نقاط زبانهای محلی نیز دیده میشود که در مجموع از لهجههای فارسی بهشمار میآیند. به طور کلی زبان و گویشهای دیگری مانند ترکی آذری، گیلکی، لری، مازندرانی و .... نیز به دلیل مهاجرتها به آن افزوده شدهاست.
فرهنگ
یکی از مراکز فرهنگی، مکانهای مذهبی هستند که در آن افراد امکان عبادت و رازونیاز پیدا میکنند و حضور در این اماکن به آنها کمک میکند تا زنــدگی اجتــماعی فعالی داشته باشند. مســـجدها،حسینیه ها،امامزاده ها از جمله مکانهای مذهبی هستند.
سینما و تئاتر
چند سالن سینما در این شهرستان وجود دارد که اکثرا فیلمهای تولید داخل و تعدادی محدودی نیز فیلمهای خارجی را اکران میکنند.و چند آمفی تئاتر نیز در این شهر فعال هستند که نمایشهای گوناگونی را به روی پرده میبرند.
ورزشبیش از چند عنوان نشریه در شهرستان منتشر میشود که مرکز تعداد زیادی از آنها اسلامشهر است. تقریبا مرکز همه روزنامههای مهم این شهرستان می باشد .
در بین دانشگاه های دولتی می توان به دانشگاه تربیت معلم واوان و واحد دانشگاه پیام نور اسلامشهر و در بین واحد های دانشگاه های آزاد می توان به دانشگاه آزاد اسلامشهر اشاره کرد که هم اکنون جزء معتبرترین دانشگاه های ایران می باشد که در زمینه های مختلف علمی فعالیت می کنند .
مدارس
مدارس اسلامشهر در مناطق مختلف آن پراکندهاند عمدتا دولتی میباشند. در این میان تعدادی هم از مدارسهای ت غیر انتفاعی اسلامشهر هستند و بیش از ۱۲درصد دانشآموزان اسلامشهر در این مدارس تحصیل میکنند.این مدارس عموما در مناطق ۱، ۲ و ۳ شهرداری اسلامشهر متمرکز هستند. ۸۰ درصد مدارس غیرانتفاعی اسلامشهر استیجاری هستند. تعداد کثیری از مدارس اسلامشهر دوشیفته هستند و امید می رود این مدارس نیز در یک برنامه ۴ ساله (تا ۱۳۹۱ خ.) تکشیفته خواهند شد.
کودکستان
۷۰ درصد مهد کودکهای اسلامشهر استیجاری هستند. کیفیت مهدهای کودک با توجه به مربیان آموزشی و نوع آموزشی که به کودکان داده میشود متفاوت است. برخی از مهدهای کودک آموزشهای خود را در دو زبان به کودکان ارائه میکنند. قرار است (خبر مربوط به ۱۳۸۶) با اجرای طرح ارزیابی و ارتقای کیفیت مهدهای کودک که بر اساس عملکرد آنها این طرح صورت میگیرد، مهدهای کودک به مهدهای سه و دو و یک ستاره تقسیم شوند. به دلیل آن که بیش از ۹۰ درصد از مهدهای کودک خصوصی هستند، هدف اصلی از این طرح، ایجاد رقابت در ارتقای سطح کیفیت خدمات است.دیگر اینکه در راستای اجرای اصل ۴۴ مراکز پیشدبستانی و مهدهای کودک دولتی به بخش خصوصی واگذار میشوند.
دیدنیها
تپه علـــی آباد - تپه قائمیه - تپه واون - تپه چیچک لو - تپه مافین آباد - تپه سالور - تپه باستانی سیاب - تپه میمنت- یخچال عـــــلی آباد - یخچال تر شنبه- یخچال آسیاب جعفر آباد جنگل بخش از دیدنیهای اســــــــلامشهر می باشند .
(تپه علی آباد)
(تپه قائمیه)

(تپه واوان )
(یخچال علی آباد)
(یخچال تر شنبه )
(یخچال آسیاب جعفرآباد جنگل)
همچنین از نظر مذهبی امامزاده عقیل - امامزاده علی اکبر- امامزاده سد رضا و امامزاده زکریا مورد توجه بسیاری از بازدیدکنندگان است .
(امامزاده عقیل)
(امامزاده علی اکبر)
(امامزاده سید رضا)
(امامزاده زکریا)
مسیر احمد آباد به اسلامشهر نیز یکی از معابرهای دیدنی شهر محسوب می شود .

صنايع و معادن
شهرستان اسلام شهر دارای معادن قابل توجهی نیست ولی استقرار برخی از کارخانه ها و کارگاه های کوچک و بزرگ که تولیدات آن ها بیش تر در زمینه ی خودرو ،مواد غذایی و ساختمانی است، در این منطقه به وفور دیده می شود.
کارخانه بستنی در اسلامشهر
کارخانه سیمان سازی در اسلامشهر
کارخانه رب سازی در اسلامشهر
کارخانه تولید قطعات خودرو
کشاورزی و دام داری
كشاورزی در اين منطقه به روش سنتی رواج يافته و نوع كشت آبی و ديمی است. آب كشاورزی در نقاط مختلف اين بخش از چاه ژرف تامين می شود. جنس خاک شنی و رسی و فرآورده های كشاورزی عبارتند از: گندم، جو، تره بار، و باغ داری شامل پرورش انگور، سيب، گلابی، زرد آلو و هندوانه می شود كه علاوه بر مصارف داخلی مازاد آن به تهران صادر می شود. هم چنين دام داری و پرورش طيور از دير باز در اين منطقه رواج داشته است و از فعاليت های اصلی اهالی روستاهای منطقه به شمار می رود. فرآورده های لبنی، پوست، پشم و مرغ نيز علاوه بر تامين نيازهای محلی مقاديری هم به ساير نقاط صادر می شود.همچنین دارای مزارع پروش ماهی می باشد . اهالی اسلام شهر در كارهای خدماتی و بازرگانی و داد و ستد نيز شركت دارند و در اين زمينه مشاغل زيادی در اين شهرستان وجود دارد.
مزارع کشاورزی در اسلامشهر
گلخانه های موجود در اسلامشهر
دامداری در اسلامشهر
مرغداری در اسلامشهر
مزارع و پرورش ماهی در اسلامشهر
نوشته شده توسط حسنی در ساعت موضوع | لینک ثابت
شاید خیلی از افراد این مطلب رو ببینند بخندند و با خودشون بگن اسلامشهر و جاذبه های گردشگری .......!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! این عکس العمل کسای هست که تو اسلامشهر هستند و بزرگ شدن یا تحصیل می کنند یا در حال کار و زندگی می باشند. نمی دونم بلاخره دور تا دور این جزیره رو می شناسند .اما اونای که اسلامشهر رو در حد یک شهر محروم و عقب افتاده و حاشیه نشین یا به قول بعضی از دوستای با معرفت خودم که بچه تهرونی هستند شهری زیر نقشه تهران می دونند.و جالب تر اینکه خیلی ها هم هستند که این شهر رو نشنیدند یا نمی شناسند یا اگه درصدی هم امکان داشته باشه بشناسند به روی خودشون نمی یارند ؟!
می خوام به همه ی اونا بگم اگه توی تهران توری به نام تهرانگـــــــردی می تونه باشه یا جاذبه ی گردشـــگری می تونه داشته باشه فرقی نمی کنه منظورم فقط شهر تهران نیست، اسلامشهر هم می تونه جزء این جاذبه ها یا مکان گردشگری باشه نیاز هست که شناخته بشه اسلامشهر هم قدمت تاریخی داره هم تمدن و فرهنگی که بشه معرفیش کرد نیازه که کمــی از صنعت گردشــــگری بگم اون وقت خودتون متــوجه می شوید که همچین توهم نیست می تونه واقعیت داشته باشه .
جذب گردشگران در ساختار بازاريابي نوين بر پايه جلب مشاركتهاي مردمي و با همكاري بخش هاي خصوصي، عمومي و دولتي امكان پذير است.در حقيقت ارائه محصول نو در بازارهاي هدف و جذب مشتريان جديد و قديمي در يك فرايند سيستمي، نيازمند شناخت انگيزه هاي روحي و رواني گردشگران است . اينكه چرا مردم به مسافرت ميروند ؟ و اينكه چه عواملي موجب ايجاد انگيزه مي شود كه مردم به مكان مشخصي بروند ؟ دو مقوله متفاوت است . در جواب سوال اولی ؛ درك رواني مسافر خیلی مهمه در حاليكه در سوال دوم جنبه هاي جذابيت و كشش مقصد مورد نظراست .بنابراين با هدف ارضاي خواسته ها و نيازهاي انگيزشي مسافران و جذب آنان درمحل هاي خاص بايد به دو عامل انگيزشي Push factors و عامل جذب Pull factorsتوجه نمود.بدين منظور بايد طي پژوهش هاي ميداني ، روانشناختي و اجتــماعي ، تئوري هاي انگيزش در گردشگري مقصد را تعريف كرد تا جهت آينده محتوا و بسترگردشگري منطقه موردنظر مشخص گردد . بايد توجه داشت كه فرايند گردشگري در بستري به نام جامعه صورت مي گيرد و به پيروي از آنان پيوسته در حال تغيير است . پس بقاء محصول و پايداري آن جز با شناخت عوامل انگيزش و جذب در بازارهاي هدف امكان پذير نيست.اين پژوهشها بايد در پي شناخت انگيزه مسافر، ويژگيهاي مقصد،ويژگيهاي نوع سفر،خصوصيات تركيب جمعيتي ، اجتماعي و فرهنگي مسافر صورت گيرند.مسافران و گردشگران با انگيزه ها و علل گوناگوني مسافرت مي نمايند . مقاصد گردشگري ـ بازارهاي هدف ـ شامل عناصري است كه با هم تركيب مي شوندتا گردشگر را به اقامت در يك محل تشويق نمايند. جاذبه هاي ممتاز ، بناهاي موجود ، خدمات عرضه ، شرايط مثبت حاكم بر محيط ، آب وهوا و فرهنگ از جمله عوامل اصلي جذب در مقاصد گردشگري اند.اما در كنار اين عوامل توجه به انگيزه هاي مسافران و فراهم آوردن امكانات ملموس و نا ملموس مورد نياز ، راحتي سفر ، گستردگي راه ها ، امنيت ، آرامش ، آزادي و بهداشت از جمله شاخص هاي بازاريابي در بازارهاي هدف محسوب مي شوند.در بعد فردي نياز به امنيت روحـــي و جسمي و خود شكوفايي شخصيتي و رواني و در بعد اجتماعي اعمال سياست هاي اجتماعي مطلوب ، جلب مشاركت هاي مردمي ( در پرتو حرمت گذاشتن به آزادي هاي فردي و اصالت فرهنگ ها ) ، شناخت ، احترام و فهم يكديگر از جمله زير ساخت هاي پايداري بازار هاي گردشگري است.
اصول توسعه جاذبه هاي گردشگري
براي توسعه جاذبه هاي گردشــگري با ديدگاه ارزشيابي درخصوص مؤلفه هاي گردشگري و نيز با توجه به استراتژي و يکپارچگي آنها را طبقه بندي کرده اند :
الف ـ فهرست برداري :
هميشه جاذبه ها را نمي توان به سادگي تقسيم بندي کرد بخصوص وقتي که به خصوصيات آشکار طبيعي يا مصنوعي در دسترس نباشد . بنابراين اولين قدم درراه توسعه جاذبه ها تهيه فهرستي از تمام آنهاست . جاذبه بالقوه جاذبه ايست که از قبل وجود داشته ولي به عنوان مکاني جذاب شناخته نبوده است . بنابراين مشکل اصلي دراينجا نه تنها بازاريابي است بلکه تهيه اطلاعات و تفسيرهاي صحيح براي بازديد کنندگان است تا آنها بطور کامل از اين پديده آگاه شوند .
فهرست بندي هميشه کارساده اي نيست و معمولاً به وقت زياد و همکاري افراد زياد نياز مي باشد . جاذبه ها بايد مطابق دسته بندي که در بالا توضيح داده شد طبقه بندي و فهرست بندي شوند .
ب ـ ارزيابي :
بعد از فهرست بندي هنگام ارزيابي فرا مي رسد . پنج معيار را براي ارزيابي جاذبه ها مشخص کرده اند :
۱ ـ کيفيت :گردشگران همانند ديگرمصرف کنندگان براي پول خود ارزش قايل هستند؛ لذا کيفيت جاذبه ها (خدمات مهمان نوازي ، دسترسي و نظير اينها) تأثير مضاعفي براي حمايت از منابع و جاذبه هاي طبيعي و اجتماعي گردشــــــــگري دارد. بنابراين تأمين کيفيت مطلوب براي جاذبه ها ي يک منطقه از جمله برنامه هاي حمايتي از گردشگران است .
۲ ـ اصالت : اصالت منعکس کننده اعتبار مکان مي باشد. گردشگران ممکن است تجربه محدودي از محل داشته باشند و آنچه درباره محل مي دانند از منابع مختلفي کسب کرده باشند . اما با ديدار واقعي از محل منجر به آگاهي جدبد آنها مي شود .جاذبه هايي که به گردشگران ارائه مي شوند نمايشگر چنين اصالتي هستند. بسياري از اجتماعات موفق ،منحصر اً متکي به جاذبه هايي مانند کازينو ،پارک هاي آبي و غيره مي باشند .بااين وجود وقتي تصميم گرفته مي شود تا در جهت ساختن جاذبه هاي مصنوعي که همگام با منابع و جاذبه هاي طبيعي واجتماعي است، پيش برويم ،آن مکان به سوي ريسک بزرگي حرکت خواهد کرد مکان هايي که منحصراً بر جاذبه هاي غير اصيل متکي هستند بايد بطور مستمر رقيبان خود را ارزيابي کنند .جاذبه هاي غير اصيل براي موفقيت خود بايد مداوماً تغيير کنند ،خصوصيات توليد و جذب خود رابا جريان بازار تطبيق دهند .آنها به احتمال زياد توسعه سريع خواهند داشت چون مطابق جريان بازار هستند .گسترش جاذبه هاي اصيل با شکل هاي متفاوت گردشگري و تأمين استراتژي ساز گارتر است و اصالت، آنچه را که امروز وجود دارد نمايش مي دهد، پيشينه هاي فرهنگي تاريخي و طبيعي اصالت را شکل مي دهند. تقريباً هر جايي از قبل، براي خودش ويژگي داشته که نمي تواند در جايي ديگر کپي و پياده شود .نکته جالب اينست که آن جذابيت ها را متوجه شويم و آنها را به عنوان نمونه هايي از آن منطقه خاص به نمايش بگذاريم. مثال هايي زيادي براي جاذبه هاي اصيل تفريحگاه هاي جمعي وجود دارد که ميراث گذشته نژادو ساکنان را نشان مي دهند. مطابقت با فعاليت اقتصادي موجود نيز ممکن است به گسترش جاذبه هاي اصيل منجر شود. مزارع ، محل فروش ميوه ها و سبزيجات ، تورهاي همراه با تسهيلات به مزارعي که آموزش کشاورزي مي دهند؛ همه مثال هايي از ادغام جاذبه هاي اصيل با فعاليت موجود اقتصادي است ؛در واقع استراتژي هاي گسترش اجتماع بر سطح و نوع تأثيرات اجتماعي وابسته مي باشد. بطور کلي هر چه از يک جاذبه اصيل دورتر شويم تأثيرات اجتماعي فرهنگي بالقوه بيشتر مي شود و همچنين بازگشت اقتصادي بالاتر خواهد بود.
۳ ـ منحصر به فرد بودن : هرچه جاذبه هاي بيشتري به دنبال جذب گردشگر باشند ، منحصربفرد شدن جاذبه، مهمترخواهد بود . همانطورکه اشاره شد سفر همراه با تغيير جا و روند کار است ؛ کپي کردن ازآنچه در مکان ديگر وجود دارد ،چيز جديدي به گردشـگر ارائه نمي دهد . هنگامي که ليست جاذبه ها تکميل مي شود ممکن است تعداد زيادي ، جاذبه براي انتخاب ، پيش رو قرار داشته باشند . پيدا کردن آميخته اي از اين جاذبه ها که تجربه اي به يادماندني را براي گردشگران به دنبال داشته باشد، جــاذبه ها را به رقابت با يکديگر وا مي دارد.
منحصربفرد بودن تا حدي به اصالت بستگي دارد ولي اصالت يک منطقه نمي تواند عامل اصلي براي منحصربفرد بودن آن باشد ؛ بهرحال جاذبه هاي غيراصيل نيز مي توانند در گسترش منحصربفرد بودن مورد استفاده قرار گيرند. براي مثال گسترش کازينو در لاس وگاس ، ايالت نوارا ،آنجا را تبديل به مرکز قماربازي درايالت متحده کرده است. با اين وجود استفاده از جاذبه هاي ساختگي غير اصيل براي کسب منحصربفردي ، ريسک بزرگي است.
4 ـ گسترش فعاليت : تمام جاذبه ها به حق انتخاب فعاليت نياز دارند . ارج نهادن به خصوصيات منحصربفرد يک منطقه يکي از کارهاي مهم است؛ اما وقتي مردم از راه مي رسند بايد سرگرم کارهاي تفريحي شوند . حتي ديدن مناظر نيز احتياج به بهبود امکانات حمل و نقل دارد، تا بازديد کنندگان در ناحيه بتوانند، جابجا شوند . هرچه انتخاب فعاليت بيشتر باشد ، شانس بيشتري براي افزايش طول اقامت و سود بيشتر وجود خواهد داشت . سئوال اصلي درهنگام بررسي فعاليتهاي يک جاذبه اين است که آيا اين فعاليت ها با مکان مورد بازديد سازگاري دارند ؟ و آيا اين فعاليت ها به وحدت اجتماعي و محيطي ناحيه کمک مي کنند؟ و اين سئوال براي بسياري از گسترش جاذبه ها مناسب است و شامل جاذبه هايي که از ابتدا غيراصيل و متکي به تسهيلات عظيم بوده اند ، مي شود. اگر پاسخ منفي باشد بايد يک اتفاق نظر عمومي قبل از توسعه محل ، ايجاد شود.
5 ـ قدرت جذب : قدرت جذب مکان ديدني را از روي بازديد کنندگان آن مکان مي توان اندازه کرد ،از کجا مي آيند؟ چه مسافتي را براي مسافرت طي مي کنند؟ و با چه وسيله اي مسافرت مي کنند؟ اينها سئوال هايي هستند که بايد هنگام بررسي قدرت جذب مکان مورد نظر انجام گيرد . قدرت جذب براي جاذبه هاي موجود را به آساني مي توان ازطريق مطالعه نوشته مختصر بازديد کنندگان اندازه گرفت . تعيين قدرت جذب براي جاذبه هاي در حال برنامه ريزي و بالقوه به مطالعات بسياري احتياج دارد که بعداً ، بحث خواهد شد .
جاذبه ها بايد به دو گروه عمده و فرعي تقسيم شوند . تعيين گروه عمده يا فرعي ازروي قدرت جذبي که بر پايه تعداد بازديـــــد کنندگان مي باشد ، ممکن است گمراه کننده باشد . بسياري از مواقع از جاذبه هايي که بيشترين باز ديد کننده را داشته اند جاذبه فرعي را تشخيص ميدهند . اين پديده بيشتر در شهرهاي بزرگ روي مي دهد ؛ مثلاً هنگام استراحت در يک مأموريت شغلي ، افراد معمولاًبه بازديد از جاذبه هاي محلي مي پردازند . اين مکان هاي محلي ممکن است به مقدار کافي جذاب نباشند، اما نکته مهم تهيه فهرستي از انتخاب هاي متفاوت براي باز ديد کنند گان است .در مواردي که جاذبه هاي اصلي ممکن است به آساني شناخته نشوند .بهترين راه بررسي و ارزيابي بازديدکنندگان، نه تعداد آنها مي باشد.
نوشته شده توسط حسنی در ساعت موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم،
کمی با کفش های او راه بروم.
××××××××××××××
هر لحظه حرفی در ما زاده میشود
هر لحظه دردی سر بر میدارد
و هر لحظه نیازی
از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش میکند.
این ها بر سینه می ریزند و راه فراری نمی یابند
مگر این قفس کوچک استخوانی،
گنجایشش چه اندازه است؟
××××××××××××××
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
<-PostContent->
نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> موضوع <-PostCategory-> | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم،
کمی با کفش های او راه بروم.
××××××××××××××
هر لحظه حرفی در ما زاده میشود
هر لحظه دردی سر بر میدارد
و هر لحظه نیازی
از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش میکند.
این ها بر سینه می ریزند و راه فراری نمی یابند
مگر این قفس کوچک استخوانی،
گنجایشش چه اندازه است؟
××××××××××××××
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
<-BlogCustomHtml->